ترمیم محفوظات
اما راه مقابله با اين مشكل چيست؟ اولاً حافظ قرآن بايد بكوشد از ابتدا در قالب برنامهاي منظم و دقيق كار حفظ و مرور را آغاز و دنبال نمايد تا اساساً با چنين مشكلي مواجه نگردد. ثانياً اگر به هر دليلي براي مدتزماني از فضاي حفظ و مرور فاصله گرفت و سپس احساس كرد كه تمام يا بخشي از محفوظات خود را فراموش كرده، ابتدا بايد به ارزيابي دقيق شرايط خود بپردازد. اين «ارزیابی شخصی» به معنای تعيين میزان و درصد تسلط حافظ بر بخشهاي مختلف محفوظات گذشته است. البته توصیه میشود این کار زیر نظر استاد حفظ انجام گیرد که در این صورت، او ميتواند وضعيت تسلط حافظ بر محفوظات گذشته را به درستي تبيين و راهنماييهاي لازم را براي او ارائه نمايد. اما در صورت عدم دسترسي به استاد، خود فرد با انجام مراحل زير ميتواند ارزیابی شخصی و ترمیم محفوظات را آغاز نموده و به انجام رساند. براي روشن شدن بهتر موضوع، فرض كنيد شما در گذشته حافظ ده جزء ابتدايي بودهايد، ولی در یک بازه زمانی ششماهه به دلیل فرارسیدن زمان آزمون سراسری ورود به دانشگاه ترجیح دادهاید تمام فراغت خود را به درس خواندن اختصاص دهید و در نتیجه تمام یا بخشی از محفوظات شما در معرض فراموشی قرار گرفته است. اما اكنون پس از گذشت شش ماه دوباره ميخواهيد فعاليتهاي حفظ خود را سر و سامان دهيد. براي ترميم محفوظات خود انجام مراحل زير را پيشنهاد ميكنيم:
1ـ تا زمانی که دوباره بر این ده جزء مسلط نشدهاید، حتی به فکر حفظ کردن قسمتهای جدید نیفتید؛ زیرا انجام این کار به غیر از اینکه ذهن شما را آشفتهتر کند نتیجه دیگری نخواهد داشت.
2ـ بهتر است كار ارزيابي كيفيت محفوظات را از آخر به اول (يعني از جزء دهم به جزء اول) آغاز كنيد. [1]
3ـ كار ارزيابي را صفحه به صفحه ـ برای مثال، از صفحه اول جزء دهم ـ آغاز كنيد و پيش ببريد.
4ـ در ابتدا سعی کنید هر صفحه را از حفظ بخوانید. با انجام این کار درمییابید که وضعیت هر صفحه از دو حالت کلی خارج نیست: اول اینکه تمام یا بیشتر آن را فراموش کردهاید و حافظه شما توانایی بازیابی مجدد آن را ندارد، که در این صورت باید آن صفحه را دوباره حفظ کنید. [2] حالت دوم عبارت است از اینکه آن صفحه نیاز به حفظ مجدد ندارد، اما تعداد اشتباهات و مکثهای شما در آن از حد معمول بیشتر است. به طور کلی اگر به هنگام مرور هر صفحه از محفوظات اشتباهات شما از پنج مورد بیشتر بود، آن صفحه نیاز به ترمیم و در نتیجه تکرار بیشتر دارد. پیشنهاد میشود اینگونه صفحات را حداقل پنج بار مرور کنید و سپس به سراغ صفحه بعد بروید.
* تذکر: کار ترمیم محفوظات نیازمند صبر و حوصله بسیار است. بنابراین باید به شدت از عجله کردن بپرهیزید و تا زمانی که از تثبیت یک صفحه و تسلط مطلوب بر آن مطمئن نشدهاید به سراغ صفحه دیگر نروید. بیتردید ثمره این صبر و تحمل بسیار شیرین خواهد بود و موجب میشود تا بار دیگر شما طعم شیرین حفظ قرآن را بچشید و با دلگرمی و انگیزه بیشتر به حفظ قسمتهای جدید بپردازید.
پي نوشت:
[1] . اين توصيه به خاطر اين است كه اجزاء اوليه معمولاً بيشتر از اجزاء پاياني مرور و تكرار شدهاند و آغاز كار ترميم محفوظات از پايان، ميتواند مرور كمتر آنها را تا حدودي جبران نمايد.
[2] . برای حفظ مجدد اینگونه صفحات البته باید مراحلی را که در درس چهارم گذشت طی نمایید، اما توجه داشته باشید که انجام این کار از حفظ اولیه به مراتب آسانتر است و به مراتب به زمان کمتری نیاز دارد.
تثبیت محفوظات
تثبيت محفوظات به چه معناست و تفاوت آن با مرور [1] چيست؟ «تثبيت» در حفظ قرآن به معناي استحكام نهايي و توأم با اطمينان محفوظات است. حافظ برای رسیدن به این نقطه، با عمل کردن به برنامهای خاص و متناسب با تواناییهای خود، از آمادگي كاملي جهت ارائه محفوظات برخوردار ميشود و خاطر خود را از بابت فراموش نكردن آنها آسوده ميكند. برنامه تثبيت با تعريف فوق را ميتوان مقولهاي جدا از مرور و تكرار محفوظات دانست.[2] مرور و تكرار ـ چنانچه در درس پنجم گفتيم ـ مقولهاي است كه حافظ تا پايان عمر خود با آن درگير است، اما مقوله تثبيت امري موقت است كه حافظ ـ طبق توضيحي كه در ادامه خواهيم داد ـ در مدتزماني محدود به آن ميپردازد.
اقسام تثبيت
تثبيت محفوظات با تعریف فوق را میتوان دو گونه دانست: تثبيت جزئي و تثبيت كلي.
1. تثبيت جزئي: اين نوع تثبيت پس از حفظ هر جزء عملي ميشود؛ به اين ترتيب كه حافظ ـ مثلاً ـ با اتمام حفظ جزء اول، در يك بازه زماني حداكثر يك هفتهاي، به تثبيت همان جزء میپردازد و پس از آن حفظ جزء دوم را شروع میكند. در اين يك هفته لازم است حافظ در هر روز بین یک تا سه بار، جزئي را كه بهتازگي حفظ كرده مرور نمايد. به اين ترتيب و پس از يك هفته، حافظ به خوبي بر جزء اول مسلط ميشود و با خيال آسوده به حفظ جزء دوم ميپردازد.
2. تثبيت كلي: اين نوع تثبيت مربوط به زماني است كه حافظ کل قرآن یا حجم قابل توجهی از آن (مثلاً 10 یا 20 جزء) را حفظ ميكند و پس از آن زماني را به تثبيت محفوظات اختصاص ميدهد. برنامههای گوناگونی را میتوان برای این نوع تثبیت ارائه کرد که کیفیت آنها بسته به شرایط افراد تفاوت میکند. راهکار اصولی برای عملي كردن اين نوع تثبيت، مشورت با مربی حفظ یا حافظان باتجربه و دریافت برنامه مناسب است. برای مثال، شخصی که موفق به حفظ کل قرآن شده، برای تثبیت کلی محفوظات خود باید در یک بازه زمانی سه تا ششماهه، هر روز حداقل سه جزء از محفوظاتش را مرور کند. او پس از این زمان، طبق برنامه «مرور در بلندمدت»، میتواند به مرور یک جزء در روز بسنده نماید. اجراي برنامه تثبيت كلي محفوظات با كيفيت فوق، به ويژه براي حافظاني كه خواهان حضور موفق در مسابقات، آزمونها و محافل قرآني هستند توصيه ميشود. با انجام اين كار، حافظ قرآن براي حضور در مسابقات نياز به زحمت چنداني ندارد و تنها كافي است در فاصله زماني يكماهه تا شروع مسابقات، بار ديگر به مرور جدي محفوظات بپردازد و به سطح آمادگي مطلوب برسد.
برنامهاي كه در بالا گفتيم براي عمل در طول دوران حفظ است، اما حافظاني كه طبق چنين برنامهاي پيش نرفتهاند و موفق به حفظ كل قرآن يا اجزائي از آن شدهاند نيز بهتر است به فكر تثبيت محفوظات خود به روش فوق باشند. توصيه ميشود اين عزيزان پس از مشورت با يك يا چند تن از حافظان موفق، برنامهاي را براي تثبيت محفوظات خود تدارك ديده و نسبت به عملي كردن آن با جديت اقدام نمايند.
پي نوشت:
[1] مقصود ما در اينجا «مرور در بلند مدت» است.
[2] . لازم به ذكر است كه در نگاه برخي از مدرسان حفظ قرآن، تثبيت محفوظات با آنچه در بالا گفتيم اندكي متفاوت است (هرچند ماهيت و نتيجه هر دو تعريف يكسان ميباشد). از نظر اين عده تثبيت محفوظات مرحلهاي جدا از مرحله مرور نيست و در حقيقت، در همان مرحله مرور «تثبيت» نيز تحقق مييابد. به بيان ديگر، پس از حفظ يك مقطع جديد، اگر مرور و تكرار آنها طبق برنامه و به مقدار كافي اتفاق بيفتد، آن مقطع «تثبيت» ميشود. اما تعريف فوق از تثبيت محفوظات را ميتوان مرحلهاي مجزا و كمي متفاوت از مرور دانست كه براي رسيدن به كيفيتي مطلوب در حفظ قرآن بايد مدنظر حافظ قرار گيرد (همچنانكه بررسي و مطالعه تجربيات بسياري از حافظان موفق نيز اين گفته را تأييد ميكند).
مرور (تکرار) محفوظات 2
1. مرور از حافظه
بهترين و مؤثرترين روش مرور محفوظات «مرور از حافظه» است. مرور از حافظه زماني رخ ميدهد كه حافظ قرآن با تكيه بر حافظه آبهترين و مؤثرترين خود، سعي ميكند محفوظات را از حفظ بخواند. در اين روش حافظ، قرآن را ميبندد و ميكوشد محفوظات جديد يا قديم را با کمک گرفتن از حافظه (و به عبارت بهتر، با کار کشیدن از حافظه) بازيابي نموده و بر زبان جاري سازد. نكته حائز اهميت در اين روش آن است كه حافظ نبايد بلافاصله پس از مكث يا به خاطر نياوردن عبارات و آيات به قرآن مراجعه كند؛ بلكه بايد سعي كند با تأمل و دقت در محل قرار گرفتن آيه و عبارات قبلي و بعدي آن و نيز ارتباطات معنايي و لفظي كه در هنگام حفظ بين آيات برقرار نموده آنها را به ياد آورد و اگر اين تأمل و دقت نتيجهبخش نبود، آنگاه به قرآن مراجعه كند. البته اين مراجعه هم بايد مراجعهای مؤثر و مفيد باشد؛ به اين معنا كه صرفاً به ديدن قسمت مورد نظر بسنده نكرده و با دقت در مكان قرار گرفتن آيه و نيز ارتباطش با آيات قبل و بعد، بكوشد براي هميشه آن را در ذهن خود تثبيت نمايد تا در مرورهای بعدی دوباره در به یاد آوردن آن دچار مشکل نشود. به علاوه، به هنگام خواندن محل اشتباه هم، بهتر است خواندن خود را از يك يا چند آيه قبل و در آيات طولاني، از ابتداي آيه آغاز نمايد.
* يك توصيه كابردي: در موارد بسياري حافظ قرآن در مرورهاي خود با اشكالات مشابهي مواجه ميشود؛ به اين معنا كه مثلاً در مرور سوره مباركة »نساء»، در يادآوري انتهاي آيات، به دفعات متعدد به مشكل برميخورد؛ يا در سوره مباركه هود، در مرور و بازخواني داستان پيامبراني كه در اين سوره آمده به جهت مشابهت آن با آياتي كه در سورة مباركه اعراف آمده دچار مشكل ميشود. يك راهحل كليدي براي مواجهه با اينگونه اشكالات ـ كه البته در بحث «حفظ و مرور آيات و عبارات مشابه» نيز به آن اشاره خواهد شد ـ نگارش و نوشتن دقيق محل و مورد اشتباه و در صورت لزوم مقايسه آن با قسمتهاي مشابه است. اگر حافظ قرآن محلهايي را كه به هنگام مرور و بازخواني آنها با مشكل مواجه ميشود به طور منظم يادداشت نمايد و در فرصتي جداگانه به بررسي موارد يادداشتشده بپردازد، بيترديد در مرورهاي آينده با مشكلات كمتري مواجه خواهد شد.
2. مرور شنيداري: در اين روش، حافظ قرآن با گوش دادن به تلاوت ترتيل قسمتهايي كه قبلاً حفظ نموده، آنها را مرور ميكند. اين روش از نظر اهميت و فايده پس از روش نخست (مرور از حافظه) قرار ميگيرد و تنها به منظور ايجاد تنوع در مرور توصيه ميشود. البته حافظ بايد به هنگام مرور از طریق گوش دادن به تلاوت ترتيل، «فعالانه» عمل نمايد و نه «منفعلانه»؛ به اين معنا كه همواره يك كلمه يا عبارت از قاري مرتّل جلوتر باشد و قبل از خواندن او، كلمه يا عبارت بعدي را به خاطر آورد و اگر نتوانست، تلاوت را متوقف سازد و پس از تأمل بر قسمتي كه به خاطر نميآورد، ادامه آن را گوش دهد. چنانچه گفتيم، اين روش مرور بهتر است صرفاً جهت تنوع بخشيدن به برنامه مرور محفوظات مورد استفاده حافظ قرار گيرد. [1] البته نكته مهم در اينجا استفاده از تلاوت ترتيل مناسب است، كه ويژگيهاي آن را در ادامه بيان خواهيم كرد.
3. مرور ذهني: در این نوع مرور، فرد بدون اينكه آيات را بر زبان آورد در ذهن خود آنها را دوره ميكند. طبيعتاً چنين مروري براي محفوظات تثبيتشده و استوار حافظ مناسب است و بايد به طور محدود و ـ مثلاً ـ براي استفاده هرچه بهتر از زمانهايي كه نميتوان براي آنها برنامهريزي خاصي داشت استفاده شود.
* نكته: مرور با استفاده از دو روش (شنيداري و ذهني) به ويژه براي افراد شاغل (مثل كارمندان) ميتواند بسيار مفيد و راهگشا باشد. اين دسته از علاقمندان به حفظ قرآن، ميتوانند هنگام عزيمت به محل كار يا بازگشت به منزل يا ديگر موقعيتها، با استفاده از اين دو روش محفوظات خود را مرور كنند.
4. مرور از روي مصحف: حافظ ميتواند گاهي اوقات برخي اجزاء و صفحات را از روي مصحف و با هدف استقرار هرچه بهتر مكان آيات در ذهن مرور كند.
هـ) كدام دوره ترتيل براي استفاده حافظان قرآن مناسب تر است؟
براي پاسخ به اين سؤال ابتدا بايد ويژگيهاي يك ترتيل استاندارد و مناسب را بيان كنيم. ترتيل خوب و استاندارد بايد حائز ويژگيهاي زير باشد:
* تمامي اجزاء قرآن با لهجه عربي فصيح و به گونهاي صحيح و متقن تلاوت شده باشد.
* سرعت تلاوت ـ چنانچه در تعريف ترتيل آمده است ـ از ريتم و آهنگی مناسب و معتدل برخوردار باشد؛ نه آنچنان تند كه به اجراي قواعد تجويدي لطمه بزند و نه آنچنان كند كه موجب خستگي شنونده شود.
* قاري مرتّل كليه قواعد تجويدي را به نحو احسن اجرا کرده باشد.
* نحوه تلاوت قاري و وقف و وصلهاي او نشاندهنده توجه و اشراف وي به مبحث «وقف و ابتدا» و آشنايي با مفاهيم آيات باشد.
* تلاوت قاري از نظر صوتي و لحني مطلوب و جذاب باشد و البته، قاري در استفاده از نغمات و الحان به افراط نگراييده باشد.
شايد همه ويژگيهاي فوق به طور كامل در هيچ دوره ترتيلي يافت نشود، اما بسياري از آنها را در برخي از ترتيلها ميتوان يافت. از ميان دورههاي متعدد ترتيل كه هماكنون موجود است، به اذعان بيشتر كارشناسان قرائت و نيز حافظان موفق قرآن، دوره ترتيل استاد محمد صديق منشاوي و سپس دوره ترتيل استاد محمود خليل الحصري بر ديگر ترتيلها برتري دارد و اين برتري به سبب برخورداري حداكثري آنها از معيارهاي يك ترتيل استاندارد است (كه در بالا به قسمتهايي از آن اشاره شد). بنابراين توصيه عموم كارشناسان قرائت و حفظ به حافظان قرآن و كساني كه خواهان يادگيري اصولي ترتيلخواني و رعايت قواعد تجويد، وقف و ابتدا و صوت و لحن هستند، استفاده از اين دو دوره در وهله نخست است.[2] علاوه بر اين، ترتيلهاي متعددي نيز توسط قاريان هموطن تلاوت شده و در دسترس است كه مشهورترين آنها ترتيل استاد شهريار پرهيزگار است.
* نكته: در سالهاي اخير، ترتيلهاي پرشماري از مرتّلان عربزبان ديگر ـ به ويژه از كشور عربستان ـ به كشور ما وارد شده، كه متأسفانه بيشتر آنها حتي از استانداردهاي اوليه ترتيل هم برخوردار نيست. توصيه كارشناسان در درجه اول استفاده از ترتيلهاي قرّاء مصري و ايراني است، و در صورت تمايل به استفاده از ترتيل مرتّلان ديگر، تنها ترتيلهای محمد جبرئيل، مشاري العفاسي و محمد ايوب توصيه ميشود. [3]
پي نوشت:
[1] . براي مثال، اگر برنامه مرور روزانه شما مرور دو جزء است، يك جزء و نيم آن را با استفاده از روش «مرور از حافظه» و نيم جزء ديگر را با استفاده از تلاوت ترتيل مرور كنيد؛ يا اگر يك ساعت را براي مرور محفوظات اختصاص دادهايد، 45 دقيقه را با استفاده از روش اول و 15 دقيقه ديگر را با استفاده از روش دوم مرور نماييد.
[2] . البته اين سخن به معناي تأييد مطلق ترتيل استاد منشاوي و استاد حصري نيست و اشكالاتي ـ به ويژه در بحث وقف و ابتدا ـ در تلاوت ترتيل اين دو استاد وجود دارد.
1. و بهتر است اين استفاده هم به طور ضمني و حاشيهاي و در کنار استفاده از یکی از ترتیلهای قاریان مصری یا ایرانی باشد و نه به طور مطلق.
مرور (تکرار) محفوظات 1
اگر از هر يك از حافظان موفق قرآن بپرسيد كه «در فرآیند حفظ قرآن، حفظ قسمتهاي جديد مهمتر است يا مرور و نگهداري محفوظات گذشته؟» بيدرنگ به شما خواهد گفت: «مرور و نگهداري محفوظات گذشته». اين اهميت بدان حد است كه ميتوان ادعا كرد سهم حفظ كردن و از بر نمودن سور و آيات جديد در حفظ قرآن حداكثر 20 تا 30 درصد است و مابقي اين سهم از آن «مرور و تكرار محفوظات» ميباشد. بحث مرور از همان آغاز روند حفظ مطرح است و به تدريج و با افزايش حجم محفوظات جديتر و پررنگتر ميشود. توضيحات بعدي ما در خصوص اقسام مرور، اين گفته را روشنتر خواهد كرد.
ب) اقسام سهگانه مرور
در فرآيند حفظ قرآن ميتوان سه قسم مرور را در سه بازه زماني مختلف به شرح زير در نظر گرفت:
1ـ مرور در كوتاهمدت: اين قسم مرور مربوط به محفوظات جديد است. مقطعي كه در هر زماني از روز به عنوان «حفظ جديد» توسط حافظ به ذهن سپرده ميشود، لازم است در همان روز و ترجيحاً در چند فاصله زماني تكرار شود. ميزان اين تكرار حداقل 10 بار در روز است و اگر اين ميزان به 15، 20 و بيشتر هم افزايش يابد مطلوبتر است و كيفيت حفظ قسمت جديد را افزايش ميدهد. حافظ قرآن لازم است صفحه با نيمصفحهاي را كه ـ مثلاً ـ در آغاز روز حفظ ميكند، در چند فاصله زماني در طول روز (مثلاً در ميانه روز، آغاز شب و پيش از خواب) 5 بار يا بيشتر تكرار كند، [1] تا بدين ترتيب به برنامه «مرور در كوتاهمدت» به عنوان اولين گام از برنامه مرور عمل كرده باشد و در نتیجه مقطع جدید به خوبی در ذهن او تثبیت شود.
2ـ مرور در ميانمدت: این قسم مرور به این معنا است که حافظ صفحه يا نيمصفحهای را که امروز حفظ میکند، تا یک هفته يا ده روز بعد، حداقل روزی یک بار تکرار كند. توضيح آنكه لازم است حافظ قرآن هر روز و ترجيحاً پيش از حفظ مقطع جديد، صفحاتي را كه در هفته يا ده روز اخير به ذهن سپرده، حداقل يك بار تكرار كند و سپس این صفحات را به تدريج به برنامه «مرور در بلندمدت» منتقل نمايد. لازم به تذكر است، نكتهاي كه معمولاً از سوي بسياري از حافظان تازهكار مورد غفلت قرار ميگيرد اين است كه آنها پس از حفظ كردن يك مقطع جديد، در روزهاي بعدي از آن غفلت ميورزند و مرور و تكرار آن را به زماني كه براي مرور كل محفوظات اختصاص دادهاند واگذار ميكنند. انجام اين كار در بيشتر مواقع موجب فراموشي بخش زيادي از قسمتهاي جديد ميشود و حافظان را وادار به حفظ دوباره آنها مينمايد. اما عمل به برنامه «مرور در ميانمدت» و پايبندي به تكرار قسمتهاي جديد تا يك هفته يا ده روز پس از حفظ، از بروز اين مشكل جلوگيري ميكند.
3ـ مرور در بلندمدت: اين قسم مرور همان است كه حافظ قرآن بايد تا پايان عمر به آن پايبند باشد و در هر شرايطي، با برنامهريزي مناسب و به طور منظم، محفوظات گذشته خود را مرور نمايد. ميزان مرور محفوظات در اين قسم، وابسته به حجم محفوظات فرد است؛ مثلاً براي حافظان 10 جزء حداقل يك جزء در روز و براي حافظان 20 جزء حداقل 2 جزء در روز پيشنهاد ميشود. حافظان كل قرآن مشروط به عملي كردن دوره تثبيت كل محفوظات (كه در بحث بعدي به آن اشاره ميكنيم) ميتوانند به مرور روزانه يك جزء بسنده نمايند.[2] بنابر آنچه گفتيم برنامه مرور سهگانه اولين صفحه جزء 30 به قرار زير خواهد بود:
مرور در كوتاهمدت: تكرار اين صفحه 10 تا 20 بار در همان روزی که آن را حفظ ميكنيم؛
مرور در ميانمدت: تكرار اين صفحه تا يك هفته يا ده روز پس از حفظ آن، حداقل يك بار در روز؛
مرور در بلندمدت: تكرار متناوب و منظم آن در قالب برنامه مرور كلي محفوظات.
* نكته: لازم است حافظان قرآن هنگام برنامهريزي براي مرور، به قسمتهایی که اخیراً حفظ کردهاند توجه بیشتري داشته باشند و وقت بیشتری براي مرور آنها اختصاص دهند.
پي نوشت:
[1] . چه زيباست كه انجام اين كار طبق سنت رسيده از معصومان (عليهم السلام)، پس از اداي نمازهاي يوميه و پيش از خواب شبانه انجام گيرد.
[2] . البته توصيهاي كه در اين زمينه از سوي بسياري از كارشناسان حفظ قرآن مطرح ميشود، مرور «يك دهم» كل محفوظات در هر روز است و بر اين اساس، كسي كه حافظ كل قرآن است، براي بهرهمندي از تسلط مناسب بر محفوظات و توانايي ارائه مطلوب آنها، بايد در هر روز به مرور سه جزء از محفوظات خود بپردازد.
مراحل حفظ یک مقطع
مقطع يا واحد حفظ مقداري از متن قرآن است كه حافظ در هر نوبت به محفوظات قبلي خود اضافه ميكند. پیشنهاد ميشود علاقمندان، حفظ مقاطع جدید را بر اساس معیار «نیمصفحه» یا «صفحه» انجام دهند؛ زیرا انجام این کار به فرد در جهت حاكم كردن هر چه بيشتر نظم در كار خود كمك ميكند و حافظه نيز بهتر ميتواند با حفظ يك مقدار ثابت (يعني نيم يا يك صفحه) در هر نوبت خود را سازگار نمايد. [1]
* نكته مهم: توصيه عموم اساتيد حفظ و حافظان موفّق به علاقمندان حفظ قرآن اين است كه در ابتداي كار و حداقل در سه ماه اول، مقطع حفظ خود را از «نيمصفحه» بيشتر نكنند. توجه به اين نكته فرد را از آفاتي كه دامنگير بسياري از مشتاقان حفظ ميشود ـ از جمله از دست دادن شوق و حرارت اوليه براي حفظ قرآن، خستگيهاي روحي و جسمي، احساس دلزدگي نسبت به حفظ و حتي تلاوت قرآن و ... ـ باز ميدارد و علاوه بر تقويت و افزايش اشتياق و انگیزه دروني، آمادگي و كاركرد حافظه را نيز افزايش ميدهد. پس از اين مدت، شخص ميتواند مقطع حفظ را به يك صفحه افزايش دهد و تا پايان كار نيز به اين روال پايبند باشد. حفظ كردن بيش از يك صفحه به عنوان حفظ جديد در هر نوبت، به هيچ وجه توصيه نميشود.[2]
اما براي حفظ يك مقطع (مثلاً يك صفحه) بايد چه كارهايي انجام داد؟ در ادامه با برشمردن چند مرحله، به اين پرسش پاسخ ميدهيم:
* مرحله اول: اطمينان از صحت روخواني و تسلط بر روانخواني آيات: پيش از آغاز حفظ مقطعي خاص از قرآن، لازم است ابتدا روخواني صحيح آن را فراگيريم و پس از تسلط بر روانخواني، به حفظ آن اقدام نماييم. اهميت اين مرحله از آنجاست كه اشتباه در روخواني آيات موجب حفظ كردن نادرست آنها ميشود و سپس تكرار چندباره اين اشتباه، آن را در ذهن تثبيت ميكند. آنگاه حافظ پس از پي بردن به اشتباه خود كار دشواري براي تصحيح آن خواهد داشت و با مشقت فراوان مواجه خواهد شد. از اين رو لازم است فرد در ابتدا از صحت روخواني آيات اطمينان يابد و پس از خواندن چندباره آنها و تسلط بر روانخواني آيات به حفظ آنها بپردازد. براي اطمينان از صحت روخواني ميتوانيم يك يا چند بار تلاوت ترتيل مقطع مورد نظر را گوش كنيم، يا نزد كسي كه به صحت روخواني او اعتماد داريم آن مقطع را تلاوت كنيم.
* مرحله دوم: تقطيع و تقسيمبندي آيات (با دقت در ارتباطات معنایی و لفظی آیات): پيش از پرداختن به حفظ مقطع مورد نظر (مثلاً صفحه اول جزء 30) لازم است با دقت و تمركز بر كل آيات صفحه، آن را به قطعات كوچکتري تقسيم كنيم. البته نبايد در اين كار افراط كنيم و بايد توجه داشته باشيم كه هر قدر تعداد اين قطعات كمتر باشد، حفظ مقطع آسانتر خواهد بود. تقسيم كردن هر مقطع به دو يا سه قسمت تقسيمبندي مناسبي است. بديهي است كه انجام اين تقسيمبندي وابسته به تسلط نسبي بر معاني و ترجمه آن مقطع است و تا زماني كه حافظ از موضوعات و مسائل مورد بحث در آيات آگاه نباشد نميتواند كار تقطيع را انجام دهد. اهميت توجه به ترجمه و معناي آيات در حفظ قرآن، از جمله در اين مرحله خود را نشان ميدهد و هر قدر اين توجه عميقتر و دقيقتر باشد، كيفيت و سهولت كار حفظ را افزايش ميدهد. به تجربه نيز ثابت شده كه اگر حفظ قرآن با دقت و تأمل هرچه بیشتر بر ترجمه و مفاهیم و حتی الامکان مطالعه تفسير آيات همراه باشد، علاوه بر سهولت كار حفظ، ماندگاري بيشتر محفوظات را هم به دنبال خواهد داشت. براي مثال صفحه اول سوره نبأ را در نظر بگيريد. با دقت در مفهوم آيات آن ميتوانيم آن را به سه قسمت تقسيم كنيم؛ آيات 1 تا 5 (درباره قيامت)، آيات 6 تا 16 (درباره نشانهها و نعمتهاي خدا) و آيات 17 تا 30 (با موضوع برپايي قيامت و اوصاف جهنم).
نكات كليدي پيش از آغاز حفظ قرآن
در درس گذشته گفتیم که مهمترین نکته در حفظ قرآن به روش دیداری این است که در فرآیند حفظ كل قرآن، به تعداد صفحات اين كتاب مقدس، تصاویری در حافظه بلندمدت حافظ نقش میبندد؛ که هر قدر این تصاویر روشنتر و واضحتر باشد، کیفیت حفظ ارتقا مییابد و شخص از کار خود احساس رضایت بیشتری خواهد کرد. با توجه به این نکته اصلی، به بیان مهمترین ویژگیهای مصحف حفظ میپردازیم. در ابتدا لازم است بیان کنیم که «مصحف حفظ» همان قرآن ويژهاي است كه حافظ در ابتداي كار حفظ براي خود برميگزيند و ـ بنابر توصيه اكيد عموم اساتيد حفظ قرآن ـ بهتر است تا پايان يافتن حفظ كل قرآن، تمام فعاليت حفظ و مرور خود را با استفاده از همان قرآن انجام دهد. اما ويژگيهاي اين مصحف:
* بهتر است مصحف حفظ ـ چه برای حفظ آیات و چه برای در مرور و تکرار آنها ـ از قرآنهای رایج 15 سطری انتخاب شود. دلیل این توصیه اولاً ويژگي منحصر به فرد این قرآنها در پايان يافتن صفحات به آيات است؛ به اين معنا كه آيه پاياني هر صفحه در همان صفحه تمام ميشود و آخرين چيزي كه در صفحه ديده ميشود، شماره آن آيه است. همين ويژگي كمك شايان توجهي به حفظ آيات و شكلگيري تصوير ذهني مورد نظر در حافظه ميكند. همچنين زيبايي، صحّت و اتقان این رسم الخط و فراواني و در دسترس بودن آن نسبت به قرآنهای دیگر موجبات امتياز و برتري آن را فراهم کرده است. [1]
* بهتر است مصحف حفظ بدون ترجمه باشد؛ چه ترجمه زيرنويس يا ترجمه در حاشيه، و به طور كلي و تا حد امكان از هرگونه حاشيه ديگر نيز خالي باشد. هر قدر مصحف حفظ سادهتر و بيپيرايهتر باشد، قدرت تمركز و دقت حافظ در هنگام حفظ افزايش يافته و ذهن او با سهولت بيشتري بر متن آيات متمركز ميشود.
* رنگ زمينه صفحات به گونهاي نباشد كه در بلندمدت موجب خستگي چشم و در نتيجه كاهش بازدهي حافظه شود. از اینرو بهتر است از قرآنهايي كه رنگ زمينه آنها آبي روشن يا سبز مغز پستهاي و امثال آن است استفاده شود.
* بهتر است قطع قرآن مورد نظر قطع وزيري (متوسط) باشد. استفاده از قرآنهايي در قطع كوچكتر، حداقل به هنگام حفظ مقاطع جديد، مناسب نيست و ممکن است موجب خستگی چشم شود؛ هرچند به هنگام مرور و تكرار نيز بهتر است از قرآنهاي قطع وزيري (يا بزرگتر) استفاده شود. به طور کلی هر قدر رسم الخط مورد استفاده درشتتر و واضحتر باشد، تثبیت آن در حافظه با سهولت بیشتر همراه خواهد بود.
تمام ويژگيهاي فوق به شكلگيري بهتر و دقيقتر تصوير ذهني صفحات در حافظه كمك ميكند. البته اين مطالب بدان معنا نيست كه كار حفظ متوقف بر وجود چنين قرآني شود؛ ولي بیتردید تحقق اين شرايط، بازدهي کار حافظ را افزايش ميدهد.
بار دیگر تأکید میکنیم که برای موفقیت هرچه بیشتر در امر حفظ قرآن و دستیابی سریعتر به نتیجه مطلوب، حتي الامكان از آغاز تا پايان كار حفظ از مصحف واحدي استفاده کنید و اگر اين امكان فراهم نيست، سعی کنید حداقل براي حفظ مقاطع جديد از يك قرآن واحد استفاده كنید و مرور و تكرار را با قرآنهاي ديگر انجام دهید.
ب)مناسبترين زمان و مكان براي حفظ
بهترين شرايط زماني و مكاني براي حفظ (حفظ قسمتهاي جديد يا مرور محفوظات گذشته) زماني است كه حافظه فرد براي پذيرش مطالب جديد و حفظ آنها آمادگي بهتر و بيشتري دارد و ميتواند با كيفيتي مطلوب به بازيابي و بازخواني محفوظات گذشته بپردازد. بنابراين مناسبترين زمان و مكان براي حفظ براي هر كس، بسته به شرايط زندگي او ميتواند متفاوت باشد. اما به طور كلي و براي عموم علاقمندان به حفظ قرآن، بهترين زمان و مكان از شرايط زير برخوردار است:
* بهترين زمان : به نظر ميرسد آغاز روز و پس از استراحت شبانه مناسبترين زمان براي حفظ قسمتهاي جديد است. در اين اوقات حافظه برای پذیرش مطالب جدید فراغت و آمادگی بيشتري دارد و هنوز چندان با مشغلههای روزمره درگير نشده و در نتيجه بهتر و راحتتر مطالب را در خود جاي ميدهد. زمان مناسب براي مرور محفوظات گذشته هم زماني است كه حافظ حداقل كمي از درگيريها و مسائل روزانه خود فراغت يافته باشد. براي مثال، بعد از اداي نمازهاي يوميه (يعني در ميانه روز و آغاز شب) و نيز پيش از خواب شبانه زمانهاي خوبي براي مرور محفوظات است.
* بهترين مكان : هر قدر مكاني كه حافظ براي فعاليتهاي مرتبط با حفظ (اعم از حفظ جديد، مرور، پرسش و ...) اختصاص ميدهد، سادهتر و بي پيرايهتر باشد، به تمركز ذهني و بازدهي بهتر كار او كمك ميكند. بنابراين يك اتاق يا فضاي خالي و به دور از هياهو و تا حد ممكن خالي از تزئينات، مكاني مناسب براي حفظ قرآن خواهد بود.
نكته ديگر در اين رابطه آن است كه حافظ بايد بكوشد تا در حد توان، در زمانها و مكانهاي ثابتي به حفظ بپردازد؛ مثلاً حفظ قسمتهاي جديد را هميشه در آغاز روز انجام دهد و سپس در چند نوبت ثابت در طول روز، به مرور و تمرين محفوظات بپردازد. توجه به اين نكات و عملي ساختن آنها كاركرد حافظه و كيفيت حفظ را افزايش خواهد داد.
ناگفته نماند كه افراد شاغل و كساني كه اوقات فراغت چنداني ندارند، ميتوانند با يك برنامهريزي مناسب، از وقتهايي كه معمولاً در طول روز هدر ميرود (مثل زمان انتظار براي رسيدن سرويس رفت و آمد، در اتوبوس يا مترو، هنگام رفتن به محل كار يا برگشت به منزل و ...) به بهترين وجه استفاده كنند و مرور محفوظات خود را در اين زمانها انجام دهند.
ج) از كجاي قرآن شروع به حفظ كنيم؟
از جمله نكاتي كه ميتواند موجب تقويت انگيزه حافظان و پيشرفت سريعتر آنان شود، در نظر گرفتن اهداف زودياب و در دسترس در حفظ قرآن است. توضيح آنكه ممكن است حفظ كل قرآن با حجمي بيش از 600 صفحه در نگاه اول هدفي سنگين و دستنيافتني به نظر برسد، اما فرد ميتواند اين هدف بزرگ را به اهدافي كوچكتر تبديل كرده و با دستيابي به هر يك از آنها، در نهايت به آن هدف بزرگ دست يابد. با توجه به اين نكته به سؤال فوق چنين پاسخ ميدهيم: بهتر است كار حفظ خود را از جزء سيام و حفظ سورههای کوتاه قرآن (از سوره ناس به سوره نبأ) آغاز كنيم. دليل اصلي اين پيشنهاد آن است كه «حفظ جزء سيام» به عنوان هدفي دردسترس و زودياب، ميتواند انگيزه ما را براي تداوم كار حفظ دو چندان سازد. به علاوه اینکه بيشتر افراد بسياري از سورههاي جزء سيام را حفظ هستند و حفظ مابقي سورهها هم به دليل كوتاه بودن آيات و آسان بودن مقاطع، كار چندان دشواري نيست. پس از حفظ جزء سيام و تثبيت آن ميتوانيد كار خود را از حفظ قرآن از ابتدا (جزء اول) به انتها ادامه دهيد.
[1] . عموماً اين رسم الخط به نام رسم الخط «عثمان طه» شناخته ميشود.
بهترین روش برای حفظ
حفظ قرآن با روش ديداري به دو طریق محقّق ميشود؛ نخست اینکه فرد كل مقطع مورد نظر براي حفظ (براي مثال صفحه اول جزء 30) را چندين بار از ابتدا تا انتها از رو ميخواند و البته اين خواندن را با نيت حفظ كردن و همراه با دقت بر الفاظ آيات و محل قرار گرفتن هر آیه انجام میدهد. طریقه دیگر این است که فرد به جاي خواندن مكرر كل مقطع و حفظ يكباره آن، به خواندن و حفظ كردن تكتك آيات ميپردازد و سپس با كنار هم قراردادن آنها، كل مقطع را حفظ مينمايد. [2]
تجربه نشان داده كه حفظ به طریقه دوم زمان كمتري ميگيرد و از طرفي كيفيت كار نيز در اين روش مطلوبتر است. از اينرو بهتر است براي پرداختن به حفظ قرآن از روش دوم استفاده كنيم.
لازم به یادآوری است که توصیه به استفاده از روش دیداری برای حفظ قرآن به این معنا نیست که در این فرایند هرگز از تلاوتهای ترتیل استفاده نکنیم. در ادامه خواهیم گفت که گوش دادن به تلاوتهای ترتیل رکن اصلی «حفظ قرآن به روش شنیداری» است؛ اما چنانچه در درس چهارم (آشنایی با مراحل حفظ یک مقطع) خواهیم گفت، گوش دادن به تلاوت ترتیل مقطع مورد نظر برای حفظ یکی از مراحل و گامهای اصلی و ضروری حفظ قرآن است. به علاوه گوش سپردن به ترتیل محفوظات گذشته در بحث مرور محفوظات نیز مورد استفاده حافظان قرار میگیرد.
روشهای دیگر حفظ
روشهاي ديگري نيز براي حفظ قرآن پيشنهاد شده است كه از ميان آنها دو روش «حفظ شنيداري» و «حفظ اشارهاي» از بقيه مشهورتر است. باید توجه داشت که اين دو روش ـ برخلاف روش دیداری (بصری) ـ روشهاي عمومی و همگاني شمرده نميشود و براي مخاطبان خاص و در زمانهاي محدود قابل استفاه است.
روش شنيداري مبتنی بر گوش دادن مکرر تلاوت ترتیل مقطع مورد نظر برای حفظ است؛ و اين گوش دادن تا زمانی ادامه مييابد که شخص اطمینان حاصل كند میتواند آن مقطع را دقیقاً مطابق با لحن مرتّل و از حفظ بخواند. استفاده از این روش به عنوان روش اصلی حفظ به سبب وجود برخی نارساییها در آن توصیه نمیشود. مهمترین نقیصه حفظ شنیداری آن است که شخص به جای حفظ آیات و عبارات قرآن، در وهله نخست به حفظ کردن «لحن مرتّل» میپردازد و به همین خاطر ـ چنانچه نمونههای فراوان آن هم دیده شده است ـ با فراموش کردن لحن قاری، دیگر قادر به تلاوت باقیمانده آیات نیست و حتی در مواردی که ـ مثلاً ـ سؤالی از میانه سوره یا صفحه از وی پرسیده شود و او نتواند لحن قاری را به یاد آورد، قادر به تلاوت مابقی سؤال نخواهد بود. به علاوه ماندگاری این نوع حفظ به مراتب از حفظ به روش دیداری کمتر است و با گذشت زمان، مقدار قابل توجهی از محفوظاتی که با استفاده از روش شنیداری حفظ شده است در معرض فراموشی قرار خواهد گرفت.
اما با این وجود، استفاده از این روش در برخی موارد مفید و حتی لازم است؛ برای افراد فاقد سواد خواندن (مانند كودكان و افراد بيسواد) و نيز افراد نابينا و كمبينا استفاده از روش شنیداری مناسبترین شیوه برای حفظ قرآن شمرده میشود.
در اينجا مجدداً تأكيد ميكنيم كه هرچند روش پيشنهادي و اصولي براي حفظ «روش ديداري» است، اما استفاده از تلاوتهاي ترتيل در بخشهايي از فرآيند حفظ به روش ديداري اجتنابناپذير و لازم است.
در روش اشارهاي هر يك از حروف و كلمات قرآن داراي علائم حركتي مخصوص به خود است و هر يك با حركتي نشان داده ميشود. حتي در مواردي برخي مفاهيم با حركات چشم و پلكها و يا علائم صوتي به حافظ تفهيم ميشود. استفاده عمومي از اين روش نيز به جهت وجود برخي نقاط ضعف در آن، از جمله «استفاده نكردن از روشهاي ديداري و در نتيجه تثبيت نشدن مناسب محفوظات و فراموشي سريع آنها، يكسان نبودن اشارهها نزد همگان، تحميل بار اضافي به حافظه در به يادسپاري نشانهها، محوريت يافتن حركات نمايشي به جاي معنامحوري در حفظ آيات قرآن و ارائه آنها» توصيه نميشود. البته ميتوان از اين روش براي كودكان مقطع پيشدبستان ـ كه توانايي خواندن ندارند ـ جهت آموزش سورههاي كوتاه پايان قرآن استفاده نمود. [3]
پي نوشت:
[1] . يكي از رايجترين تقسيمبنديهاي حافظه نزد روانشناسان، تقسيمبندي آن به «حافظه حسي»، «حافظه كوتاهمدت» و «حافظه بلندمدت» است. حافظه بلندمدت محل اندوختن دائمي اطلاعات است و در فرآبند آموزش ـ و از جمله در حفظ قرآن ـ عموماً با اين نوع حافظه سروكار داريم. براي توضيح بيشتر ر. ك: برنارد لاول، حافظه و يادگيري، ص 26 ـ 30.
[2] . روانشناسان آموزشي روش اول را «روش حفظ جامع» و روش دوم را «روش حفظ جزء به جزء» مينامند.
[3] . براي تفصيل بيشتر ر. ك: رضا نجفي، نگاهي تحليلي بر مباني و روشهاي حفظ قرآن كريم، ص 56 ـ 70.
فضیلت و برکت حفظ قرآن
برای پی بردن به فضیلت و اهمیت حفظ قرآن کافی است اندکی در احادیث رسیده از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) در اينباره و نیز در سیره عملی ايشان در تعامل با قرآن و اهل آن دقت کنیم. به طور کلی قرآن کریم در نگاه آن بزرگواران از جایگاهی رفیع و منزلتی ویژه برخوردار است و بالتبع مسائل مربوط به آن، از جمله «تلاوت و قرائت، تدبر و عمل به فرامین آن و آموختن و آموزاندن آن» و نيز «حفظ قرآن و در سينه داشتن آن»، مورد سفارش ایشان قرار گرفته است.
به چند نمونه از احادیث مرتبط با حفظ قرآن توجه کنید:
1ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «حَمَلَةُ القُرْآنِ هُمُ المَحْفُوفونَ بِرَحمَةِ اللهِ، المُلَبِّسونَ نُورَ اللهِ، المُعَلِّمونَ كَلامَ اللهِ. مَنْ عاداهُم فَقَدْ عادَي اللهَ و مَنْ والاهُم فَقَدْ والَي اللهَ.»:[1] حافظان قرآن مشمول رحمت خدا، در بركنندگان نور خدا و آموزگاران كلام خدايند. كسي كه با آنان دوستي نمايد با خدا دوستي نموده و كسي كه با آنان دشمني كند خدا را دشمن داشته است.
2ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «إنَّ اَكْرَمَ العِبادِ إلَي اللهِ بَعْدَ الاَنبياءِ العُلَماءُ ثُمّ حَمَلَةُ القُرآن. يَخْرُجونَ مِن الدُّنيا كَما يَخْرُجُ الاَنبياء وَ يَحْشُرونَ مِنْ قُبُورِهِم مَعَ الاَنبياءِ و يَمُرُّونَ عَلي الصِّراط مَعَ الاَنبياءِ و يَأخُذونَ ثوابَ الاَنبياء. فَطوبي لِطالب العِلْمِ و حامِلِ القرآنِ ممّا لَهُم عِندَ اللهِ مِن الكرامَةِ وَ الشَّرَفِ.» [2]: گراميترين بندگان بعد از انبياء علما و سپس حافظان قرآن هستند. مانند انبياء از دنيا ميروند، همراه انبياء از قبرهايشان خارج ميشوند، به همراه انبياء از صراط ميگذرند و ثواب انبياء را ميبرند. پس خوشا به حال پوينده راه علم و حافظ قرآن، به سبب كرامت و شرافتي كه نزد خدا دارند.
3ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «مَنْ اَعْطاهُ اللهُ حِفْظَ كِتابِهِ فَظَنَّ اَنَّ أحَداً اُعْطِيَ أفْضَلَ مِمَّا اُعْطِيَ فَقَدْ غَمَطَ أفْضَلَ النِّعمَةِ.»: [3] هر كس كه خداوند حفظ كتابش را به او ببخشد و گمان برد به كسي چيزي بهتر از او داده شده، بافضيلتترين نعمت را كوچك شمرده است.
4ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «أغْنَي النَّاسِ حَمَلَةُ القُرآنِ؛ مَنْ جَعَلَهُ اللهُ تَعالي في جوْفِهِ.»: [4] بينيازترين مردم حافظان قرآن هستند؛ همان كساني كه خداوند متعال قرآن را در وجودشان جاي داده است.
5ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «إذا ماتَ حامِلُ القُرآنِ أوحَي اللهُ إلَي الأرضِ أَن لا تَأكُلي لَحْمَهُ. قالَتْ: إلهي كَيفَ آكُلُ لَحْمَهُ و كَلامُكَ في جَوْفِه.»: [5] هنگامي كه حافظ قرآن از دنيا ميرود خداي تبارك و تعالي به زمين وحي ميكند كه «گوشت بدن او را نخور.» زمين ميگويد: «پروردگارا، چگونه گوشت او را بخورم در حالي كه كلام تو (قرآن) در قلب اوست.»
6ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «لِحاملِ القُرآنِ إذا عَمِلَ بِهِ فَأحَلَّ حَلالَهُ و حَرَّمَ حَرامَهُ شَفْعٌ في عَشْرَةِ أهْلِ بَيْتِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ كُلُّهُم قَدْ وَجَبَتْ لَهٌ النّارُ.»:[6] حافظ عامل به قرآن كه حلال آن را حلال و حرام آن را حرام ميشمارد فرداي قيامت در مورد 10 نفر از بستگانش ـ كه همگي آنها اهل آتشند ـ حق شفاعت دارد.
7ـ قال علی (علیه السلام): « اِقرَؤُوا القرآنَ و اسْتَظْهِرُوهُ فإنّ اللّهَ تَعالى لا يُعَذِّبُ قلباً وَعَى القرآنَ. »:[7] قـرآن را تـلاوت كـنـيـد و آن را به خاطر سپاريد، زيرا خداوند متعال دلى را كه قرآن را در خود دارد عذاب نمىكند.
متوسل شدن حضرت نوح(ع)به 5تن آل عبا+سند تاریخی مورخان غربی

پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخهایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود.
حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستارهای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.
نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟»
جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.»
حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید.
پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوبهای کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.»
منابع:
بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و ۱۰۸
گزارش باستانشناسی شوروی دربارة کشتی نوح
بر اثر این اکتشاف، ادارة کلّ باستان شناسی شوروی برای تحقیق از چگونگی این لوح و خواندن آن، هیئتی مرکّب از هفت نفر از مهمترین باستان شناسان و اساتید خط شناس و زبان دان روسی و چینی را مأمور تحقیق و بررسی نموده که نام آنها بدین گونه است:
۱ ـ پرفسور سولی نوف، استاد زبانهای قدیمی و باستانی در دانشکدة مسکو.
۲ ـ ایفاهان خینو، دانشمند و استاد زبانشناس در دانشکدة لولوهان چین.
۳ ـ میشانن لوفارنک، مدیر کلّ آثار باستانی شوروی.
۴ ـ تانمول گورف، استاد لغات در دانشکده کیفزو.
۵ ـ پرفسور دی راکن استاد باستان شناس در آکادمی علوم لنین.
۶ ـ ایم احمد کولا، مدیر تحقیقات و اکتشافات عمومی شوروی.
۷ ـ میچر کولتوف، رئیس دانشکدة استالین.
این هیئت پس از ۸ ماه تحقیق و مطالعه و مقایسة حروف آن با نمونه سائر خطوط و کلمات قدیم متّفقاً گزارش زیر را در اختیار باستان شناسی شوروی گذاشت:
۱ ـ این لوح مخطوط چوبی از جنس همان پاره تختههای مربوط به کاوشهای قبلی، و کُلاًّ متعلّق به کشتی نوح بوده است؛ منتهی لوح مزبور مثل سائر تختهها آنقدرها پوسیده نشده، و طوری سالم مانده که خواندن خطهای آن به آسانی امکان پذیر میباشد.
۲ ـ حروف و کلمات این عبارات به لغت سامانی یا سامی است که در حقیقت اُمّ اللغات (ریشة لغات) و به سام بن نوح منسوب میباشد.
۳ ـ معنای این حروف و کلمات بدین شرح است:
توسّل حضرت نوح به پنج تن علیهم السّلام و أسامی آنها بر کشتی «ای خدای من! و ای یاور من! به رحمت و کرمت مرا یاری نما! و به پاس خاطر این نفوس مقدّسه:
مُحمّد
إیلیا (علیّ)
شَبَر (حَسَن)
شُبَیْر (حُسَین)
فاطِمَه
آنان که همه بزرگان و گرامیاند
جهان به برکت آنها برپاست.
به احترام نام آنها مرا یاری کن!
تنها توئی که میتوانی مرا به راه راست هدایت کنی!»
بعداً دانشمند انگلیسی: این ایف ماکس، استاد زبانهای باستانی در دانشگاه منچستر، ترجمة روسی این کلمات را به زبان انگلیسی برگردانید، و عیناً در این مجلّهها و روزنامهها نقل و منتشر گردیده است:
۱ ـ مجلّة هفتگی «ویکلی میرر» لندن، شمارة مربوط به ۲۸ دسامبر ۱۹۵۳ م.
۲ ـ مجلّة «استار انگلیسی» لندن، مربوط به کانون دوّم ۱۹۵۴ م.
۳ ـ روزنامة «سن لایت» منتشره از منچستر، شمارة مربوط به کانون دوّم ۱۹۵۴ م.
۴ ـ روزنامة «ویکلی میرر» تاریخ یکم شباط ۱۹۵۴ م.
۵ ـ روزنامة «الهدی» قاهره مصر، تاریخ ۳۰ مارس ۱۹۵۳ م.
سپس دانشمند و محدّث عالیمقام پاکستانی حکیم سیّد محمود گیلانی که یک موقع مدیر روزنامة «أهل الحَدیث» پاکستان (و نخست از اهل تسنّن بوده و بعداً از روی تحقیق به آئین تشیّع گرائیده) آن گزارش را به زبان اُرْدو در کتابی به نام «إیلیا مرکز نجات ادیان العالم» ترجمه و نقل کرده است.
آنگاه مجلّه «بذره» نجف در شمارههای شوّال و ذوالقعدة ۱۳۸۵، سال اوّل، صفحه ۷۸ إلی ۸۱ زیر عنوان: نامهای مبارکی که حضرت نوح بدان توسّل جست، از اردو به عربی ترجمه و نقل کرده است.